پژوهشهای حقوقی

پژوهشهای حقوقی

آزادی طرفین در تعیین امور موضوعی دعوا؛ مطالعه ای تطبیقی در فقه، حقوق ایران و فرانسه ( ارائه یک خوانش متعادل )

نوع مقاله : علمی- پژوهشی

نویسندگان
1 استادیار، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، دانشگاه بزرگمهر قائنات، قائنات، ایران.
2 کارشناسی ارشد حقوق خصوصی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
10.48300/jlr.2026.561304.3079
چکیده
اصل تسلط طرفین در تعیین محدوده امور موضوعی دعوا بیانگر توسعه نقش خواهان در شناسایی و توصیف امر موضوعی در حقوق دعاوی است؛ بدیهی است این اصل قلمرو تفسیری دادرس را محدود به عناوین مطرح شده توسط اصحاب دعوی خواهد کرد و او را ناچار به پذیرش عناوین مطروحه آنان می کند. بررسی و تحلیل آرای فقهای امامیه حاکی از آن است این اصل می تواند ملائم و هم سنگ با رویکرد فقهی برخی از آنان قرار گیرد که ناظر بر محط و خاستگاه اصلی جریان دعوی است که از این سنجه با عنوان مصب دعوی یاد می کنند. از آن سو فقیهان دیگری نیز هستند که گسترش حوزه تفسیری دادرس در امور موضوعی را دارای وجاهت بیشتری می دانند و قائل به احراز و کشف اثر دعاوی یا همان نتایج دعوی می باشند. به نظر می رسد همگام با نظریات جدید در حقوق دعاوی فرانسه که چهره ای متعادل از این اصل ارائه شده است، در فقه دعاوی امامیه نیز ، قرائتی تعدیل یافته و راهگشا در جمع این دو رهیافت فقهی نهفته است که هم پذیرنده اصل حاکمیت اراده طرفین نسبت به امر موضوعی دعاوی است و هم بسط حوزه تفسیری دادرس مبتنی بر امارات و همچنین حجیت آن را به رسمیت می شناسد. این شناسایی وقتی قوت خواهد گرفت که می بایست ماهیت موضوع دعاوی را یک امر مرکب و نه الزاما مساله ای بسیط پنداشت که می تواند وجوه و چهره های منطقی مرتبط با موضوع اصلی به همراه داشته باشد
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Freedom of the parties in determining the subject matters of the dispute: a comparative study in jurisprudence, Iranian and French law

نویسندگان English

Morteza Keshavarzi Valdani 1
Sadollah Fazeli 2
1 Assistant Professor, Department of Jurisprudence and Fundamentals of Islamic Law, Bozorgmehr University of Qaenat, Qaenat, Iran.
2 M.A. in Private Law, Faculty of Law and Political Science, University of Tehran, Tehran, Iran.
چکیده English

اصل تسلط طرفین در تعیین محدوده امور موضوعی دعوا بیانگر توسعه نقش خواهان در شناسایی و توصیف امر موضوعی در حقوق دعاوی است؛ بدیهی است این اصل قلمرو تفسیری دادرس را محدود به عناوین مطرح شده توسط اصحاب دعوی خواهد کرد و او را ناچار به پذیرش عناوین مطروحه آنان می کند. بررسی و تحلیل آرای فقهای امامیه حاکی از آن است این اصل می تواند ملائم و هم سنگ با رویکرد فقهی برخی از آنان قرار گیرد که ناظر بر محط و خاستگاه اصلی جریان دعوی است که از این سنجه با عنوان مصب دعوی یاد می کنند. از آن سو فقیهان دیگری نیز هستند که گسترش حوزه تفسیری دادرس در امور موضوعی را دارای وجاهت بیشتری می دانند و قائل به احراز و کشف اثر دعاوی یا همان نتایج دعوی می باشند. به نظر می رسد همگام با نظریات جدید در حقوق دعاوی فرانسه که چهره ای متعادل از این اصل ارائه شده است، در فقه دعاوی امامیه نیز ، قرائتی تعدیل یافته و راهگشا در جمع این دو رهیافت فقهی نهفته است که هم پذیرنده اصل حاکمیت اراده طرفین نسبت به امر موضوعی دعاوی است و هم بسط حوزه تفسیری دادرس مبتنی بر امارات و همچنین حجیت آن را به رسمیت می شناسد. این شناسایی وقتی قوت خواهد گرفت که می بایست ماهیت موضوع دعاوی را یک امر مرکب و نه الزاما مساله ای بسیط پنداشت که می تواند وجوه و چهره های منطقی مرتبط با موضوع اصلی به همراه داشته باشد

کلیدواژه‌ها English

اصل تسلط طرفین
امور موضوعی
اثر دعوی
دادرس
مصب دعوی